الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

44

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) حديث بيست و نهم به سند متّصل از شيخ مفيد در ارشاد از ام سلمه - رضى اللّه عنها - گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شبى از نزد ما بيرون رفت و غيبت او طول كشيد آنگاه بيامد ژوليده موى و گردآلوده و مشت او بسته ، گفتم : يا رسول اللّه چه مىشود كه تو را ژوليده موى و گردآلوده مىبينم ؟ فرمود : در اين وقت شبانه مرا به موضعى از عراق بردند كه آن را كربلا گويند و در آنجا كشتارگاه حسين فرزندم و جماعتى از فرزندان و اهل بيت مرا به من نشان دادند و از خونهاى آنها برداشتم و اكنون در دست من است و دست بگشود و فرمود : اين را بگير و نگاه دار . پس بگرفتم ديدم چيزى مانند خاك امّا سرخ است و آن را در قاروره‌اى نهادم و سر آن را بستم و نگاهداشتم چون حسين عليه السّلام به جانب عراق بيرون شد شيشه را بيرون مىآوردم هر روز و شب مىبوييدم و به آن نگاه مىكردم و مىگريستم براى مصيبت آن حضرت ، پس چون روز دهم محرّم شد و آن روزى است كه حسين عليه السّلام كشته شد آن را اوّل روز بيرون آوردم چنان بود كه بود و چون آخر روز بيرون آوردم ناگهان ديدم خونى تازه سرخ است و در خانهء خود فرياد زدم و بگريستم و اندوه خويش پوشيده داشتم مبادا دشمنان در مدينه بشنوند و در شادمانى نمودن شتاب كنند پس آن روز و وقت را پيوسته در خاطر خود نگاه مىداشتم تا خبر مرگ آن حضرت را آوردند و حقيقت آشكار شد » . ( 2 ) حديث سىام به اسناد متّصل از شيخ مفيد ( ره ) در ارشاد گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه : « روزى نشسته بود و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام گرد او بودند پس به آنها فرمود : چگونه است حال شما وقتى شما همه كشته شويد و قبرهاى شما از هم دور باشد ؟ حسين عليه السّلام گفت : آيا مىميريم يا كشته مىشويم ؟ فرمود : اى پسرك من ! تو به ستم كشته شوى و برادرت به ستم كشته شود » . ( 3 ) حديث سى و يكم مجلسى - رحمه اللّه - در بحار الانوار گويد : صاحب درّ ثمين درّ تفسير قوله تعالى : فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ [ 1 ] روايت كرده است كه : آدم بر ساق عرش نامهاى پيغمبر و ائمّه عليهم السّلام را ديد و جبرئيل او را تلقين كرد كه بگوى : « يا حميد بحقّ محمّد ، يا عالى بحقّ على ، يا فاطر بحقّ فاطمة ،

--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 37 .